قدرت احمد بن حافظ
19
بهج الحذاقت ( فارسى )
و اين علامات يا بر ذات حالت دلالت كنند چنانچه علامات ورم و يا بر سبب آن حالت همچو علامات إله بر بودن ورم از خون مانند تمدد و درد در عروق بامكان آن حالت مانند دلالت افراط ؟ ؟ ؟ منشاريت نبض در ذات الجنب و بر اينكه ورم حجابىست يا بر وقت آن حالت مانند علامات منتهاى مرض و نضج ماده چنانچه رسوب محموده در قاروره يا بر احوال لازمه آن حالت مانند علامت و إله بر بحران يا بر تحصيص اين احوال همچو علامات و إله ؟ ؟ ؟ اينكه بحران اسهالى است مثل قراقر و تمدد زير ناف و پريدن لب و تمدد شراسيف و حركت معده بسوى بالا دال بر بحران بقى باشد و شراسيف سرماى استخوان پهلو را گويند و اللّه اعلم ف [ نبض ] بدانكه چون نبض نيز بر احوال بدنيه دالست پس مىگويم كه نبض حركت وضعى است شرائين را دربست و كشاد براى تعديل روح به هوا و اخراج فضلات و اوقات ديدن نبض آنست كه در آنوقت صاحب نبض از غضب و سرور و جميع انفعالات نفسانيه و سيرى مثقل و گرسنگى مضعف خالى باشد لهذا طبيب را لازم است كه بوقت آمدن مريض مشغول نبض نشود چه اكثر بملاقات طبيب مريض مسرور شود يا حيا و خون به مريض عارض گردد و غير ذلك و اقسام نبض دهاند از روى صفات قسم اول از روى مقدار در طول و عرض و عمق و اصناف مقرره آن نهاند طويل قصير معتدل عريض ضيق معتدل مشرف منخفض معتدل و چون اينهمه باهم تركيب داده شوند بيست و هفت ضعف مىشوند نه در طول و نه در عرض و نه در عمق اصناف طولى يكى طويل عريض دوم طويل ضيق سوم طويل معتدل در عرض چهارم قصير عريض پنجم قصير ضيق ششم قصير معتدل در عرض هفتم معتدل در طول عريض هشتم معتدل در طول ضيق نهم معتدل در طول معتدل در عرض اصناف عرضى اول عريض مشرف دوم عريض ؟ ؟ ؟ منخفص سوم عريض معتدل در عمق چهارم ضيق مشرف پنجم ضيق منخفض ششم ضيق معتدل در عمق هفتم معتدل در عرض مشرف هشتم معتدل در عرض منخفض نهم معتدل در عرض معتدل در عمق اصناف عمقى اول مشرف طويل دوم مشرف قصير سوم مشرف معتدل چهارم منخفض طويل پنجم منخفض قصير ششم منخفض معتدل در طول هفتم معتدل در عمق طويل هشتم معتدل در عمق قصير نهم معتدل معتدل در طول و اما زائد در طول و عرض و عمق را عظيم گويند و ناقص در اينها را صفير و زائد در عرض و شهوق غليظ نامند و ناقص در انها را دقيق گويند ؟ ؟ ؟